توکنسازی تا زمانی که تریلیونها دلار وثیقه را سریعتر جابهجا نکند، اهمیتی ندارد | تحلیل
تحلیلی بر نقش واقعی توکنسازی در بازارهای مالی: تمرکز بر افزایش کارایی سرمایه و تحرک وثیقههای کلان بهجای صرفاً دیجیتالیکردن داراییها. آینده مالی در گرو یکپارچگی توکنها با سیستمهای سنتی است.
تجزیه و تشخیص توکنسازی واقعی
در فضای پرسر و صدای داراییهای دیجیتال، مفهوم «توکنسازی» (Tokenization) اغلب به عنوان یک نوآوری انقلابی معرفی میشود. اما آیا هر پروژهای که ادعای توکنسازی دارد، واقعاً ارزش ذاتی ایجاد میکند؟ پاسخ این سوال، کلید درک تحول واقعی در بازارهای مالی است. توکنسازی واقعی صرفاً به معنای قرار دادن یک دارایی سنتی مانند سهام یا اوراق قرضه روی یک بلاکچین نیست؛ این فقط تغییر دفترکل است. نوآوری حقیقی در این است که آیا این فناوری میتواند موجب شود بازارها سریعتر، هوشمندانهتر و با کارایی بیشتری عمل کنند. آیا بلاکچین میتواند وثیقه را نقدشوندهتر، تسویهحساب را بدون اصطکاک و دسترسی را در سراسر سیستمهای سنتی و دیجیتال قابل تعامل کند؟ این وعدهٔ اصلی توکنسازی است.
فراتر از دیجیتالیسازی ساده: ماهیت نوآوری واقعی
برای درک توکنسازی واقعی، ابتدا باید بدانیم که داراییهای مالی دهههاست که دیجیتالی هستند. بحران کاغذی والاستریت در اواخر دهه ۱۹۶۰ منجر به ایجاد مؤسسهای مانند Depository Trust Company (DTC) در سال ۱۹۷۳ شد که با جایگزینی گواهیهای کاغذی با ثبتهای الکترونیکی، اساس بازارهای مالی مدرن را پیریزی کرد. بنابراین، داراییهای امروزی از ابتدا به صورت دیجیتال متولد میشوند و مالکیت آنها در معماریهای متمرکز ردیابی و ثبت میشود. در این بافتار، فناوری بلاکچین بیشتر از اینکه انقلابی در خود دارایی باشد، یک راه جدید برای ثبت آن است. بنابراین، همه پیشرفتهای حوزه بلاکچین، تا زمانی که بهبودهای عملیاتی یا مالی واقعی فراتر از سیستمهای فعلی ارائه ندهند، صرفاً سطحی و تزئینی هستند. توکنسازی به خودیخود بازار را متحول نمیکند، بلکه دفترکل را تغییر میدهد و امکانهایی را برای بازارهای سرمایه باز میکند که پیش از این قابل تصور نبودند.
معیار کلیدی: تحرک و کارایی وثیقه
مهمترین معیار برای سنجش یک پروژه توکنسازی واقعی، تمرکز آن بر افزایش «تحرک وثیقه» (Collateral Mobility) است. تحرک وثیقه—یعنی توانایی جابجایی و استفاده سریع از داراییها در بین مؤسسات مختلف—یک مفهوم مالی ضروری برای مدیریت حاشیه سود، نقدینگی و ریسک است. توکنسازی واقعی این قابلیت را فراتر از سیستمهای سنتی تقویت میکند، زیرا داراییهای وثیقهای را میتوان به صورت برنامهریزیشده روی زنجیره انتقال داد، مجدداً استفاده کرد و جابهجا کرد، بدون اینکه با گلوگاههای زیرساختهای قدیمی مواجه شوند. این امر به ویژه در بازارهای عظیمی مانند درآمد ثابت جهانی (۱۴۵.۱ تریلیون دلار در ۲۰۲۴) یا اوراق خزانه داری (۲۲.۳ تریلیون دلار) که بنیان نقدینگی کوتاهمدت هستند، حیاتی است. پروژهای که بتواند راهحلهای مدیریت وثیقه مبتنی بر توکن را برای این داراییها ارائه دهد، در حال ایجاد ارزش واقعی است.
نمادهای عینی: نقش استیبلکوینها و زیرساختهای آینده
یکی از ملموسترین نشانههای حرکت به سمت توکنسازی واقعی، نقش فزاینده استیبلکوینها (Stablecoins) مانند یواسدیسی (USDC) و تتر (USDT) است. این داراییهای دیجیتال که عمدتاً توسط اوراق خزانه پشتیبانی میشوند، در حال تبدیل شدن به ابزاری برای بانکها جهت کاهش هزینههای تسویهحساب و تسریع انتقالات هستند. بررسی مقامات نظارتی مانند کمیسیون معاملات آتی کالای آمریکا (CFTC) برای امکان استفاده از استیبلکوینها به عنوان وثیقه در بازارهای مشتقه، گواهی بر این تحول است. اگر این اقدام تصویب شود، استیبلکوینها در کنار اوراق خزانه و اوراق درجه یک به عنوان وثیقهای جریان اصلی قرار میگیرند و نیاز به زیرساختی را تثبیت میکنند که بتواند داراییها را در مقیاس بزرگ جابجا و تبدیل کند. این همگرایی بین داراییهای سنتی توکنشده و ابزارهای دیجیتال بومی، نشانه یک پروژه با اصالت است.
چشمانداز آینده: از آزمایشهای محدود تا تحول گسترده
تحول واقعی به تدریج و در یک بازه زمانی مشخص رخ میدهد. پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۶، شاهد آزمایشهای محدود بانکها و مدیران دارایی با اوراق قرضه توکنشده و استیبلکوینها در گردشکارهای انتخابی باشیم. در این مرحله، کارایی سرمایه بهبود خواهد یافت اما عمدتاً محدود به محصولات نقدشونده و استاندارد خواهد ماند. اما تا سال ۲۰۳۰، این چشمانداز میتواند به طور چشمگیری تغییر کند. اوراق قرضه، صندوقها و استیبلکوینهای توکنشده ممکن است به وثیقهای متداول در بین مؤسسات تبدیل شوند. در چنین محیطی، زیرساخت برای «تبدیل وثیقه»—یعنی توانایی جابجایی، استفاده مجدد و ادغام داراییهای توکنشده با استیبلکوینها و اوراق بهادار سنتی—بسیار حیاتی خواهد شد. برندگان واقعی، مؤسساتی خواهند بود که نه فقط بر توکنسازی، بلکه بر رقص عملیاتی پیچیده مورد نیاز در مدیریت وثیقه مدرن مسلط شوند.
در نهایت، توکنسازی واقعی یک ضرورت عملیاتی برای دستیابی به کارایی سرمایه است. این کارایی، تنها به معنای سهولت عملیاتی نیست، بلکه آزادی مالی ایجاد میکند، مؤسسات را در برابر شوکهای ناگهانی بازار محافظت میکند و در تصمیمگیریهای استراتژیک انعطاف میبخشد. توکنسازی واقعی در مورد قابلیت جابجایی، تعاملپذیری و قابلیت استفاده استراتژیک وثیقه است که این کارایی را محسوس میسازد. مؤسساتی که از همین امروز با این چارچوبهای در حال تکامل درگیر شوند و برنامههای آزمایشی را به رویههای معمول تبدیل کنند، برای حرکت در واقعیتهای بازار وثیقه توکنشده در دهه پیش رو آمادهتر خواهند بود.
تاریخچه دگردیسی اوراق بهادار
برای درک تحول بزرگی که توکنسازی امروز نوید آن را میدهد، باید به عقب برگردیم و سفر تکاملی اوراق بهادار را از فیزیکی به دیجیتال مرور کنیم. این سفر، پیشزمینهای ضروری برای تحلیل پتانسیل واقعی فناوری بلاکچین در بازارهای سرمایه است. درک این تاریخچه به ما نشان میدهد که نوآوری حقیقی، صرفاً در تغییر شکل دارایی نیست، بلکه در افزایش کارایی، سرعت و قابلیت همکاری در سیستمهای مالی است.
عصر گواهیهای کاغذی و بحران مدارک
برای بخش عمدهای از قرن بیستم، مالکیت یک سهم به معنای در اختیار داشتن یک گواهی فیزیکی و کاغذی بود. این گواهیها بهصورت فیزیکی بین خریداران و فروشندگان جابهجا میشدند. با رشد حجم معاملات در وال استریت، بهویژه در اواخر دهه ۱۹۶۰، این سیستم با چالش عظیمی مواجه شد. حجم عظیم اسناد و گواهیهای کاغذی به حدی بود که منجر به یک «بحران مدارک» شد. این بحران بورس اوراق بهادار نیویورک (NYSE) را بهحدی با تاخیر و عقبافتادگی مواجه کرد که مجبور به کاهش روزهای معاملاتی در هفته شد. این شرایط، بازبینی اساسی و سیستماتیک سیستم تسویه و پایاپای را اجتنابناپذیر کرد.
انقلاب دیجیتالی: ظهور ثبتهای الکترونیکی
پاسخ به این بحران در سال ۱۹۷۳ با تأسیس «شرکت trust Depository» یا DTC ظهور کرد. راهحل ارائهشده توسط DTC، مبتکرانه بود: گواهیهای فیزیکی در یک خزانه امن قفل شدند و مالکیت سهام بهجای انتقال فیزیکی، از طریق ثبتهای الکترونیک در یک دفترکل مرکزی跟踪 میشد. شرکت مادر آن، «شرکت trust Depository & Clearing» یا DTCC، امروزه به عنوان ستون فقرات بازارهای مالی ایالات متحده عمل میکند و تقریباً تمام معاملات اوراق بهادار را تسویه و پایاپای مینماید. این سیستم تضمین میکند که هنگامی که شخصی یک سهم یا اوراق قرضه میخرد، انتقال مالکیت و وجه نقد بهصورت صحیح، امن و کارآمد و بدون جابهجایی کوهای از گواهیهای کاغذی انجام میشود. این مدل به سرعت در سطح جهان مورد اقبال قرار گرفت و سیستمهای مشابهی مانند CREST در لندن، Euroclear در اروپا و JASDEC در ژاپن در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی پدیدار شدند. روندی که با حبس گواهیهای فیزیکی آغاز شد، در نهایت به «بیمادیکنی» کامل منجر گردید؛ به این معنی که اوراق بهادار دیگر بهصورت فیزیکی منتشر نمیشدند و از ابتدا دیجیتالی بودند.
اوراق بهادار دیجیتال امروز و سوال توکنسازی
امروزه، اوراق بهادار در معماریهای متمرکز، بهصورت ذاتی دیجیتال متولد میشوند. مالکیت آنها ثبت، رهگیری و تسویه میشود. بنابراین، فناوری بلاکچین در این بافتار، کمتر یک انقلاب در خود دارایی محسوب میشود و بیشتر یک راه جدید برای ثبت آن است. نوآوری واقعی در این نیست که صرفاً سهام را در لفاف بلاکچین بپیچیم، بلکه در این است که آیا توکنسازی میتواند بازارها را سریعتر، هوشمندتر و کارآمدتر به حرکت درآورد. سوال اساسی این است: آیا بلاکچین و توکنسازی میتوانند وثیقه را نقدشوندهتر، تسویهحساب را بیاصطکاک و دسترسی را در سیستمهای سنتی و دیجیتال قابل تعامل سازند؟
افق آینده: از نوآوری ظاهری به تحول عملیاتی
تاریخچه به وضوح نشان میدهد که هر تغییر بزرگی باید پاسخگوی یک نیاز عملیاتی باشد. توکنسازی بهتنهایی بازار را متحول نمیکند، بلکه دفترکل را دگرگون ساخته و امکانهای جدیدی را در بازارهای سرمایه میگشاید. تاثیر واقعی زمانی احساس میشود که این فناوری بتواند قابلیتهایی را که سیستمهای قدیمی فاقد آن بودند، مانند نقدینگی درونروز، وثیقهی برنامهپذیر و یکپارچگی بیدرز با استیبلکوینها، را محقق سازد. آینده مالی تنها مدیریت داراییها روی یک دفترکل بلاکچینی نیست، بلکه قابل معاملهسازی، قابل تعامل و قابل استفاده کردن آنها در سراسر اکوسیستم مالی است. این تحول، مرز جدیدی برای بازارهای سرمایه خواهد بود که در آن فناوری، مدیریت ریسک و برتری عملیاتی به هم میپیوندند.
فرصت کلیدی: تحرک وثیقه
در دنیای پیچیدهی مالی، «تحرک وثیقه» به توانایی جابهجایی و استفادهی سریع از داراییهای وثیقهای میان نهادهای مختلف مالی اشاره دارد. این مفهوم برای مدیریت مؤثر حاشیه سود، نقدینگی و ریسک، امری حیاتی محسوب میشود. در سیستمهای سنتی، فرآیندهای دستوپاگیر و زیرساختهای متمرکز، سرعت و کارایی این تحرک را محدود کردهاند. اینجاست که توکنسازی بر پایهی فناوری بلاکچین، به عنوان یک راهحل تحولآفرین ظاهر میشود و وعده میدهد که امکان انتقال، استفادهی مجدد و جابهجایی برنامهریزیشدهی وثیقه را بدون گلوگاههای سیستمهای قدیمی فراهم کند.
توکنسازی چگونه تحرک وثیقه را متحول میکند؟
توکنسازی صرفاً به معنای دیجیتالی کردن یک دارایی مانند یک اوراق قرضه نیست، بلکه ایجاد یک نمایندهی دیجیتال برنامهپذیر و قابل تعامل بر روی یک دفتر کل توزیعشده است. این تحول اساسی، قابلیتهای جدیدی را فعال میسازد:
- تسویهحساب آنی و ۲۴/۷: در حالی که سیستمهای سنتی مانند DTCC بر چرخهی تسویهحساب T+1 (یک روز بعد از معامله) متکی هستند، توکنسازی امکان تسویهحساب تقریباً فوری و در تمام ساعات شبانهروز را فراهم میکند. این امر نقدینگی درونروز را به واقعیت تبدیل میکند.
- وثیقهی برنامهپذیر: قراردادهای هوشمند میتوانند شرایط استفاده از وثیقه را به صورت خودکار اجرا کنند. برای مثال، میتوان قانونی تعریف کرد که در صورت کاهش ارزش یک دارایی، به طور خودکار وثیقهی بیشتری منتقل شود یا سود حاصل از یک دارایی بهرهدار به طور خودکار توزیع گردد.
- یکپارچهسازی بیدرز با استیبلکوینها: توکنسازی پلی بین دنیای داراییهای سنتی و دیجیتال میزند. یک اوراق قرضهی توکنشده میتواند به راحتی با یک استیبلکوین مانند USDC یا USDT که خود توسط خزانهداریها پشتیبانی میشود، مبادله یا به عنوان وثیقه ترکیب شود. این امر هزینههای تسویهحساب را کاهش و سرعت انتقالات بینسیستمی را افزایش میدهد.
مقیاس واقعی فرصت: چرا تحرک وثیقه مهم است؟
برای درک اهمیت واقعی این فرصت، باید به اعداد کلان نگاه کنیم. بازار بدهی جهانی در سال ۲۰۲۴، بالغ بر ۱۴۵.۱ تریلیون دلار است و تنها حجم انتشار خزانهداریهای ایالات متحده تا پایان سپتامبر حدود ۲۲.۳ تریلیون دلار بوده است؛ رقمی که هشت برابر ارزش کل بازار رمزارزهاست. این داراییهای سنتی، شبهنقد بوده و عملیات وامدهی بازخرید (Repo)، بازمالیدهی و معاملات حاشیهای بر روی آنها، زیربنای نقدینگی کوتاهمدت بازارها را تشکیل میدهند. در چنین مقیاس عظیمی، حتی بهبودهای جزئی در سرعت حرکت وثیقه و کارایی سرمایه، میتواند به صرفهجوییهای میلیاردی و کاهش ریسکهای سیستماتیک منجر شود. بنابراین، تمرکز بر توکنسازی این داراییهای کلاسیک، بسیار معنادارتر از توکنسازی صرف داراییهای دیجیتال بومی است.
چشمانداز آینده: از آزمایش تا جریان اصلی
روند پذیرش توکنسازی برای تحرک وثیقه به تدریج در حال شتاب گرفتن است. طبق پیشبینیها، تا سال ۲۰۲۶ شاهد آزمایشهای محدود بانکها و مدیران دارایی بر روی توکنهای اوراق قرضه و استیبلکوینها در گردشکارهای خاص خواهیم بود. در این مرحله، استیبلکوینها به تدریج شروع به جایگزینی یا تکمیل پول نقد سنتی در فرآیندهای تسویهحساب، به ویژه در بازار مشتقات خواهند کرد. با حرکت به سمت سال ۲۰۳۰، این چشمانداز میتواند به طور چشمگیری تغییر کند. توکنهای اوراق قرضه، صندوقها و استیبلکوینها ممکن است به وثیقهای جریان اصلی در میان نهادهای مالی تبدیل شوند. در چنین محیطی، زیرساختهای «تبدیل وثیقه»—یعنی توانایی حرکت دادن، استفادهی مجدد و ادغام داراییهای توکنشده با استیبلکوینها و اوراق بهادار سنتی— به عاملی بحرانی تبدیل خواهد شد. برندگان این عرصه، نهادهایی خواهند بود که نه تنها بر فناوری تسلط دارند، بلکه بر رقص عملیاتی پیچیدهی مدیریت وثیقه در دنیای مدرن نیز چیره شدهاند.
در نهایت، توکنسازی تنها یک نوآوری تکنولوژیک نیست، بلکه یک ضرورت عملیاتی برای بازارهای مالی آینده است. هدف نهایی، دستیابی به کارایی سرمایهای بالاتر است: آزادسازی منابع برای ارائه قیمتهای بهتر، حفظ حاشیه سود بالاتر و تقویت موقعیت رقابتی. مؤسساتی که زودتر این چارچوبهای در حال تکامل را بپذیرند و پروژههای آزمایشی را به رویههای معمول تبدیل کنند، برای Navigating در واقعیت بازارهای وثیقهی توکنشده در دهه پیش رو آمادگی بهتری خواهند داشت.تحرک وثیقه، موتور محرک این تحول خاموش اما اساسی است.
چشمانداز آینده توکنسازی
فراتر از یک دفترکل دیجیتال: تحول واقعی چیست؟
اغلب، نوآوری در صنعت کریپتو و بلاکچین با نمایش فناوری اشتباه گرفته میشود. توکنسازی داراییهای سنتی مانند سهام یا اوراق قرضه، در نگاه اول، بهعنوان یک پیشرفت بزرگ جلوه میکند. اما حقیقت این است که این داراییها دهههاست که دیجیتالی شدهاند و مالکیت آنها در سیستمهای متمرکزی مانند DTCC رهبری و ثبت میشود. بنابراین، ارزش اصلی توکنسازی تنها انتقال دارایی به یک بلاکچین نیست، بلکه پتانسیل آن برای بهبود کارایی عملیاتی بازارهای مالی در مقیاس بزرگ است. سؤال کلیدی این است: آیا این فناوری میتواند وثیقه را نقدشوندگی بیشتری ببخشد، تسویهحساب را بدون اصطکاک کند و دسترسی را در سراسر سیستمهای سنتی و دیجیتال، قابل تعامل سازد؟ این وعده حقیقی توکنسازی است: باز کردن قفل قابلیتهایی که پیش از این دستنیافتنی بودند، مانند نقدشوندگی درونروز، وثیقه قابل برنامهریزی و ادغام بیدرز با استیبلکوینها.
کاربرد کلیدی: تحرک وثیقه و کارایی سرمایه
جذابترین فرصت برای توکنسازی در حوزه «تحرک وثیقه» نهفته است. وثیقه، که هسته مدیریت نقدینگی، حاشیه سود و ریسک در نهادهای مالی است، نیازمند جابهجایی سریع بین مؤسسات مختلف است. فناوری بلاکچین این قابلیت را تقویت میکند و امکان انتقال، استفاده مجدد و جابهجایی برنامهپذیر وثیقه را روی زنجیره، بدون گلوگاههای زیرساختهای سنتی، فراهم میآورد. وقتی بازار اوراق بهادار باارزش جهانی ۱۴۵ تریلیون دلاری و حجم عظیم اوراق خزانه داری را در نظر بگیریم، اهمیت این کاربرد آشکار میشود. این داراییهای سنتی، که اساس نقدینگی کوتاهمدت هستند، به دلیل نیاز ذاتی به حرکت سریعتر، وثیقه قابل استفاده مجدد و کارایی سرمایه بالاتر، نامزدهای طبیعی برای توکنسازی به شمار میروند. در این بستر، تمرکز بر روی بهبود کارایی سرمایه یک ضرورت عملیاتی است، نه یک آرزوی آکادمیک.
مسیر پیش رو: از آزمایشهای محدود تا جریان اصلی (۲۰۲۶ - ۲۰۳۰)
چشمانداز پذیرش توکنسازی در پنج سال آینده شکل خواهد گرفت. پیشبینی میشود که تا سال ۲۰۲۶، شاهد فعالیت قابلتوجهی در مرحله آزمایشی باشیم. بانکها و مدیران دارایی احتمالاً پروژههای آزمایشی را حول محور اوراق قرضه توکنشده و استیبلکوینها در گردشکارهای محدود و با استفاده از فرصتهای سرمایهگذاری درجهیک راهاندازی خواهند کرد. در این مرحله، استیبلکوینها ممکن است بهعنوان مکملی برای پول نقد سنتی در فرآیندهای تسویه و clearing، به ویژه در بازارهای مشتقه، مورد استفاده قرار گیرند. با این حال، توکنسازی عمدتاً به محصولات نقدشونده و استاندارد محدود خواهد ماند.
اما تا سال ۲۰۳۰، این چشمانداز میتواند به شکل چشمگیری متحول شود. اوراق قرضه، صندوقها و استیبلکوینهای توکنشده ممکن است به عنوان وثیقه ای جریان اصلی در بین مؤسسات مختلف تبدیل شوند. اوراق خزانه داری و اوراق corporate bond توکنشده میتوانند سهم عمدهای از بازارهای نقدشوندگی را به خود اختصاص دهند. پذیرش گسترده استیبلکوینها توسط بانکها میتواند جریانهای تسویهحساب و وثیقه را سریعتر، ارزانتر و شفافتر کند. در چنین محیطی، زیرساختهای مورد نیاز برای «تبدیل وثیقه» - یعنی توانایی جابهجایی، استفاده مجدد و ادغام داراییهای توکنشده با استیبلکوینها و اوراق بهادار سنتی - به عاملی حیاتی بدل خواهد شد. برندههای نهایی، نهادهایی خواهند بود که نه تنها بر فناوری تسلط دارند، بلکه بر رقص عملیاتی پیچیده مدیریت وثیقه در دنیای مدرن نیز احاطه پیدا کردهاند.
نتیجهگیری: استانداردسازی برای بازارهای مدرن
اقداماتی مانند تغییر مقررات اخیر نزدک، گامهای مثبتی در مسیر تحول دیجیتال هستند، اما اینها تنها آغاز راه محسوب میشوند. آینده واقعی مالی، تنها در ثبت مالکیت داراییها بر روی یک دفترکل غیرمتمرکز خلاصه نمیشود، بلکه در قابلیت تعاملپذیری، استفاده استراتژیک و حرکت روان آنها در سراسر سیستم مالی نهفته است. توکنسازی ابزاری است برای محقق کردن این چشمانداز، به ویژه از طریق افزایش کارایی سرمایه که ضربان قلب هر مؤسسه مالی جدی است. این کارایی نه تنها به پایداری بلندمدت و تابآوری در برابر شوکهای بازار میانجامد، بلکه آزادی عمل بیشتری در تصمیمگیریهای استراتژیک فراهم میکند. نهادهایی که زودتر این چارچوبهای در حال تکامل را بپذیرند و پروژههای آزمایشی را به رویههایroutine تبدیل کنند، نه تنها هوشمندانهتر عمل خواهند کرد، بلکه استانداردهای جدیدی برای عملکرد بازارهای مدرن تعیین خواهند کرد. این مرز جدید بازارهای سرمایه، جایی است که فناوری، مدیریت ریسک و تعالی عملیاتی به هم میپیوندند.
اهمیت کارایی سرمایه
توکنسازی: فراتر از یک برچسب دیجیتالی
تصویب مجوز جدید Nasdaq توسط SEC برای معامله سهام و محصولات مبادلهای توکنشده، در نگاه اول یک پیروزی بزرگ برای حوزه کریپتو به نظر میرسد. با این حال، واقعیت این است که اوراق بهادار دهههاست که به صورت دیجیتالی وجود دارند. نوآوری واقعی در پیچیدن داراییها در لفافه بلاکچین نیست، بلکه در این است که آیا توکنسازی میتواند عملیات بازار را سریعتر، هوشمندانهتر و کارآمدتر کند. پرسش کلیدی این است: آیا فناوری بلاکچین و توکنسازی میتوانند وثیقه را نقدشوندگی بیشتری ببخشند، تسویهحساب را بدون اصطکاک کنند و دسترسی را در سراسر سیستمهای سنتی و دیجیتال یکپارچه سازند؟ وعده اصلی توکنسازی در همین نقطه نهفته است: بهبود عملکرد بازارها با قابلیتهایی که پیش از این دستنیافتنی بودند، مانند نقدینگی درونروز، وثیقه قابل برنامهریزی و یکپارچگی بیدرز با استیبلکوینها.
تکامل تاریخی سهام: از گواهی کاغذی تا دفترکل دیجیتال
برای بخش عمدهای از قرن بیستم، مالکیت یک سهم به معنای در اختیار داشتن یک گواهی کاغذی فیزیکی بود. در اواخر دهه ۱۹۶۰، وال استریت در میان انبوهی از اسناد کاغذی غرق شده بود. بهطوری که «بحران paperwork» باعث شد بورس نیویورک (NYSE) به دلیل تراکم معاملات، هفته معاملاتی خود را کوتاه کند. این بحران، بازنگری سیستماتیک در سیستم را اجتنابناپذیر کرد. راهحل این مشکل در سال ۱۹۷۳ با تأسیس «شرکت trust Depository Trust Company» ارائه شد. راهکار آنها قفل کردن گواهیهای فیزیکی در یک صندوق امانات و جایگزینی آنها با سوابق الکترونیک ثبتشده در دفترکل بود. شرکت مادر آن، DTCC، امروزه به عنوان ستون فقرات بازارهای مالی آمریکا عمل میکند و تسویه و clearing تقریباً تمام معاملات اوراق بهادار را مدیریت میکند. سیستمهای مشابهی مانند CREST لندن، Euroclear اروپا و JASDEC ژاپن نیز در دهههای ۸۰ و ۹۰ میلادی راه آن را دنسه کردند. امروزه، اوراق بهادار دیگر به صورت دیجیتالی متولد میشوند و مالکیت آنها در معماریهای متمرکز ردیابی و ثبت میشود. در این بستر، فناوری بلاکچین بیشتر از اینکه انقلابی در خود دارایی باشد، یک روش جدید برای ثبت آن است.
فرصت طلایی: تحرک وثیقه با توکنسازی
به باور نویسنده، جذابترین فرصت توکنسازی را میتوان در «تحرک وثیقه» (Collateral Mobility) یافت. تحرک وثیقه - یعنی جابهجایی و استفاده سریع از داراییها در بین مؤسسات مختلف - یک مفهوم مالی ضروری برای حاشیههای معاملاتی، نقدینگی و مدیریت ریسک است. توکنسازی این قابلیت را فراتر از سیستمهای سنتی تقویت میکند، زیرا داراییهای وثیقهای را میتوان روی زنجیره (on-chain) و بدون گلوگاههای زیرساخت قدیمی، منتقل، دوباره استفاده و به صورت برنامهریزیشده جابهجا کرد. با به هم پیوستن هرچه بیشتر بازارهای مالی، نیاز به راهحلهای چابک مدیریت وثیقه که توسط توکن فعال شدهاند، حیاتی میشود. با این حال، باید به خاطر داشت که داراییهای دیجیتال در مقایسه با بازارهای سنتی هنوز بسیار کوچک هستند. بازار جهانی درآمد ثابت در سال ۲۰۲۴، ۱۴۵.۱ تریلیون دلار است. حجم خزانهداری آمریکا به تنهایی حدود ۲۲.۳ تریلیون دلار است که هشت برابر ارزش بازار کل رمزارزها محسوب میشود. بنابراین، شور و اشتیاق صرف به فناوری بلاکچین نمیتواند تغییری اساسی ایجاد کند. این ابزارهای سنتی، شبهنقد هستند و بازارهای repo، تأمین مالی مجدد و حاشیهای آنها، پایههای نقدینگی کوتاهمدت را تشکیل میدهند؛ جایی که سرعت جابهجایی بیشتر، وثیقه قابل استفاده مجدد و کارایی سرمایه کلیدی است. همین مورد استفاده، این ابزارها را به کاندیدای طبیعی توکنسازی تبدیل میکند.
نقش استیبلکوینها و مقررات گذاری
استیبلکوینها که عمدتاً توسط خزانهداری آمریکا و سرمایهگذاریهای معادل نقدی سودآور پشتیبانی میشوند، این تغییر را تقویت میکنند. آنها در حال تبدیل شدن به ابزاری برای بانکها جهت کاهش هزینههای تسویهحساب و تسریع انتقالات هستند. بر اساس گزارش اخیر EY، استیبلکوینها میتوانند ۵ تا ۱۰ درصد از پرداختهای جهانی را به خود اختصاص دهند که نمایانگر ارزش ۲.۱ تا ۴.۲ تریلیون دلاری است. از سوی دیگر، CFTC در حال بررسی امکان استفاده از استیبلکوینهایی مانند USDC و USDT به عنوان وثیقه در بازارهای مشتقه آمریکا است. در صورت تصویب، استیبلکوینها در کنار خزانهداری و اوراق قرضه درجه یک، به عنوان وثیقه جریان اصلی قرار خواهند گرفت و نیاز به زیرساختی را که قادر به تحرک و تبدیل داراییها در مقیاس کلان باشد، تثبیت میکنند.
چشمانداز آینده: از آزمایشی تا جریان اصلی
پنج سال آینده نشان خواهد داد که وثیقه توکنشده یک نوآوری زودگذر است یا یک تغییردهنده واقعی بازی. پیشبینی میشود تا سال ۲۰۲۶، سر و صدا حول این موضوع ملموس شود. بانکها و مدیران دارایی مشتاق به نظر میرسند که اوراق قرضه توکنشده و استیبلکوینها را در گردشهای کاری انتخابی و با استفاده از تعداد محدودی فرصتهای سرمایهگذاری درجه یک آزمایش کنند. استیبلکوینها میتوانند شروع به جایگزینی پول نقد سنتی در فرآیندهای clearing و تسویهحساب کنند، به ویژه در بازارهای مشتقه. استفادهکنندگان اولیه از خزانهداری و اوراق قرضه درجه یک توکنشده، به کارایی سرمایه محدودی دست خواهند یافت، اگرچه توکنسازی عمدتاً به محصولات استاندارد و نقدشونده محدود خواهد ماند. تا سال ۲۰۳۰، این چشمانداز میتواند به طور چشمگیری تغییر کند. اوراق قرضه، صندوقها و استیبلکوینهای توکنشده ممکن است به وثیقه جریان اصلی در بین مؤسسات تبدیل شوند. خزانهداری و اوراق قرضه شرکتی توکنشده ممکن است سهم قابل توجهی از بازارهای نقدینگی و بازتوثیق (rehypothecation) را به خود اختصاص دهند. اتکای کامل بانکها به استیبلکوینها میتواند جریانهای تسویهحساب و وثیقه را سریعتر، ارزانتر و شفافتر کند. در چنین محیطی، زیرساخت برای «تبدیل وثیقه» - یعنی توانایی جابهجایی، استفاده مجدد و یکپارچهسازی داراییهای توکنشده با استیبلکوینها و اوراق بهادار سنتی - حیاتی خواهد شد. برندگان نهایی، شرکتهایی خواهند بود که نه تنها بر «کریپتو سازی»، بلکه بر رقص عملیاتی مورد نیاز در مدیریت وثیقه مدرن مسلط شوند.
جمعبندی و توصیه نهایی
تغییر قوانین Nasdaq گامی قابل توجه در تکامل دیجیتالی بازارهای مالی است، اما این تنها آغاز راه است. اوراق بهادار دهههاست که دیجیتالی هستند و توکنسازی به تنهایی، نوآوری کمی محسوب میشود مگر اینکه با سیستمهایی همراه شود که امکان تبدیل، استفاده مجدد و جابهجایی کارآمدتر وثیقه را فراهم کنند. تأثیر واقعی از آزادسازی انعطافپذیری و کارایی استخرهای بزرگ دارایی (مانند خزانهداری، اوراق قرضه شرکتی، اعتبار خصوصی و غیره) و ادغام آنها با ابزارهای دیجیتال نوظهور مانند استیبلکوینها حاصل خواهد شد؛ جایی که سازندگان زیرساخت نقش کلیدی خواهند داشت. آینده مالی فقط مربوط به مدیریت داراییها روی یک دفترکل بلاکچین نیست؛ بلکه مربوط به قابل معامله کردن، قابلیت همکاری و قابلیت استفاده استراتژیک آنها در سراسر سیستم مالی است. این میتواند مرز بعدی بازارهای سرمایه باشد - جایی که فناوری، مدیریت ریسک و تعالی عملیاتی به هم میپیوندند. توکنسازی صرفاً درباره دیجیتالی کردن داراییها نیست؛ بلکه درباره آزاد کردن تحرک، قابلیت همکاری و utility استراتژیک وثیقهای است که این کارایی را ملموس میسازد. مؤسساتی که از ابتدا آن را بپذیرند، نه تنها هوشمندانهتر عمل خواهند کرد، بلکه استانداردهای نحوه عملکرد بازارهای مدرن را تعیین خواهند کرد.